ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
576
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
تربد دو درم سنك شحم حنظل يك درم سنك و دانكى و نخودى ، اينهمه را جمع كند و ان صمغها را به آب تر كند تا بكشايذ و ان داروهاى ديكر بسايذ و با وى يار كند و حب بندذ « 1 » ، شربتى از وى دو درم سنك به آب كرم . [ صفت ] « 2 » حب جاورشير كه بشايذ « 3 » اين بيماريها « 3 » را و لقوه را و فالج را : زنجبيل و بلبل و داربلبل و جتره هندى و نانخواه و هليله زرد و بليله و آمله و مر و تربد و سقمونيا و زعفران و خزميان از هر يكى يك درم سنك جاورشير و سورنجان و صغبين و مقل و اشق و شحم حنظل از هر يكى بنج درم سنك صبر ده درم سنك ، حب كند اينهمه را از بس آنك خرد شده بوذ و صمغها را حل كرده « 4 » ، شربتى دو درم سنك بوذ به آب كرم ، و حبّ جتره و حب سورنجان نيز مرين « 5 » بيماريها را نيك بوذ . و بوذ كه درد بشت از ماندكى بوذ و علامت وى آن بوذ كى از بس ماند كى بديد آيذ ، و علاج وى تن آسان بوذن بوذ و راحت و ماليذن بروغن خيرى و بروغن بنفش و بكرمابه اندر امدن و شراب با آب خوردن ، و آنكس را كه درد بشت از جماع كردن بسيار آمذه بوذ علاج وى « 6 » اينجا علاج كرده بوذ ، و بوذ كى از ضعيفى كرده بوذ و علامت « 7 » و علاج وى « 7 » بباب كرده ياد كردم و نشان وى آن بوذ كه ببرابر كرده بوذ و به جماع ضعيف كشته بوذ ، و بوذ كه از اماسى بوذ يا از ضعيفى جهد بايذ كردن تا ( f . 462 ) غلط نكند ، و بوذ كه آن رك بزرك كبر بشت مازه نهاذه آمذست كبنيمه زيرين همىآيذ
--> ( 1 ) - ف : حب كند ( 2 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود . ( 3 - 3 ) - ف : مرين بيمارى ( 4 ) - ف : حل كند ( 5 ) - ف : « مر » ندارد ( 6 ) - ب ه : همين باشد كى كفتم و باشد كه از ضعيفى كرده بود و علاج ( 7 - 7 ) - ف : وى و علاج